قسمت های کتاب
-
01نامه ای از طرف امپراتور رزالایت
-
02فرار از قصر امپراتوری
-
03گل جادویی، هورتنسیا
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
هرچقدر هم که درس می خوندم و قویتر می شدم ، باز هم هیچ فایده ای نداشت .
چون من پرنسس واقعی سرزمینمون نبودم .
برای همین امپراتور قصد داشت منو به یه لرد بفروشه .
اما من با یه گل جادویی به اسم هورتنسیا ، از قصر فرار کردم..
هیچکس نمی دونست که این پرنسس دروغین جادو بلده!..
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش