بازدید
0
قسمت
122
ژانر
سایر
قسمت های کتاب
-
01ایالت سینستا
-
02مارکوس اویلود
-
03جایزه وسوسه انگیز
-
04اردوگاه
-
05رقابت برای ترور
-
06تعقیب و گریز
-
07ساختمان مرگ
-
08به نمایش گذاردن در انظار عمومی
-
09قسمت 9 : پرچم سفید
-
10قسمت 10 : میرِنه
-
11قمار باز قهار باشین
-
12مقدمات حمله
-
13چشمانی مانند گربه
-
14احساس تعلق شدید
-
15شکار ببر
-
16مبارزه تا پای مرگ
-
17او متعلق به من است
-
18گلادیاتور یس ها
-
19غافلگیری ی شیرین
-
20مجازات در انظار عمومی
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
هنگامی که حکم ، حکمرانی سینستا را از امپراطور گرفتم ، غرق در شادی و غرور بودم. بین آن همه نامزد منطقه ، بالاخره توانستم سینستا را به چنگ بیاورم ، سرزمینی وسیع در انتهایی ترین نقطه امپراطوری ، با آبشارها ، دشت و در یاچه های زیبا ؛ رقابت شدید برای به دست آوردن این قسمت از سرزمین امپراطوری به این خاطر بود که سینستا ، جای دنج و امن و دور از توجه مقامات عالیرتبه و حتی امپراطور بود .
در آنجا حکمران برای خودش امپراطوری درست میکرد ، و نکته دوم سکوی پرتاپ خوبی برای رسیدن به ثروت و قدرت و شهرت بیشتر به شمار می رفت . سینستا روی دیگری هم داشت و آن وجود زندانیان ، و شورشیانی بود که به این سرزمین می آمدند . هر کس که می توانست آنها را کنترل و رام کند ، و هر وقت امپراطور اراده کرد ، بدون هیچ سئوالی نابودشان کند ، جایگاهش تا آخر عمر تضمین شده بود .
هنگامی که حاکم قبلی به دست مردی به اسم مارکوس کشته شد ، در پایتخت زمزمه تعیین جانشین پیچید ، من با کمک چند نماینده سنا که جانشان را نجات داده بودم ، خودم را کاندید و حکم را به چنگ آوردم .
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش