قسمت های کتاب
-
01مقدمه
-
02برای تلخی گذشته و زجه های آینده
-
03خون خالص
-
04صدای زجه هات چشم نواز نیست ، " شیلا "!
-
05گریه نکن عروسکم
-
06غسلی برای رهایی روح یا .... وجدان دغلکاران؟
-
07واقعیت یا توهم ؟
-
08پنج دیوانه یا یک توهم ؟
-
09تو واقعا کی هستی روث ؟
-
10جهنم هیچوقت جای دوری نبوده
-
11یک دیوانه یا یک دروغ؟!
-
12وقت نفرینه !
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
هزاران سال قبل ، زمانی که تنها روایت ها از ان باقیست ، تاریکی از ریشه های انسانیت شعله ور شد .
خورشید از جهان چشم فروبست و ماه مکانش رو به طراری برد . تیرگی سایه بر سرهرهفت نژاد می انداخت . برای رهایی از تاریکی انهاها باهم متحد شدند ولیکن برای ارباب تاریکی تنها یک شخص توانگری نابودی را داشت. مردی که تمام سرخی خون های ریخته شده بر موهایش امیخته و تنها روشنایی خورشید در چشمانم خالص گردانیده سر انجام تاریکی را از میان برد و دنیایی جدا برای انسان ها بوجود اورد . ولی چه میشود اگر قدرتمندترین ارباب تاریخ در برابر دختر انسان ضعف داشته باشد ؟ دختری که در دل رنج ، خود را به بالاترین جایگاه میرساند و او را تغییر میدهد ؟
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش