قسمت های کتاب
-
01خیالِ دلنشین
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
٫عزیز کرده ی جانم چه میکنی؟
این صدا از کجا ب گوشش میرسید،احساس خفگی ای که تمام جانش را پر کرده بود، به او اجازه ی فکر کردن نمیداد به دنبال ذره ای هوا میگشت،با دستانش گلویش را چنگ میزد،یعنی تمام شد؟همین جا در همین آب ها عمرش به پایان میرسد،اصلا چطور این اتفاق افتاد،درد درون ریه هایش او را مجال فکر کردن نمیداد،حتی چشم هایش هم میسوخت،کمی دستش را به سمت بالا دراز کرد،کمکی نبود،تمام تنش از درد فریاد میزد و حتی نمیتوانست فریادی برای ابرازش بکشد، ناگهان فشار نوری را حس کرد،سیاه چاله آن هم درون استخر ویلایشان،چطور؟دگر حس خفگی فشاری وارد نمیکرد و حالا حس سقوط و پرت شدن بود و بعد سیاهی و بیهوشی او را در آغوش گرفت.
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش