بازدید
0
قسمت
172
ژانر
ترسناک
قسمت های کتاب
-
172قسمت آخر - آنا و شبی که سال ها منتظرش بود.
-
171بازگشت اعضای خانواده در کنار هم.
-
170آنا ، روزهای قرارش با برفین را در کنار تختش و کلانتری می گذراند.
-
169جای برفین رو پیدا کردیم ولی خودشو نه1
-
168داره مهماتمون تَه می کِشه. این هام که تموم نمی شن!
-
167این جا شهر گرگ ها و گرگینه هاست.
-
166سایه مرگ و انتقام
-
165هتل و عمارت اسپنسر
-
164دنبالش بگرد و شایع کن که رَدی از صاحب این ماسک پیدا شده و قراره اتفاق هایی بیافته.
-
163دَری به سوی هدف
-
162اطلاعات قیمت داره! قیمت تو چقدره؟!
-
161شاید می خوان تو اطلاعات رو بدست بیاری و بهشون بدی، بعد دخل خودتو بیارن ؟!
-
160برفین مثل چاقو و اسلحه ایی که روی گلو و سر خودمون گذاشتیم.
-
159اعلان جنگ و تحریم
-
158اعلان جنگ و تحریم
-
157مواد می خوای؟
-
156هنوز برای نا امید شدن زوده.
-
155برایت می جنگم
-
154برایت می جنگم
-
153حاضری برای یه خلافکار دیگه و به پول هنگفت، دنبال برفین برگردی؟
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
3 سال از تولد آنا دختر میریام و جان می گذرد.
او می داند زمانی مانند والدینش تبدیل به گرگ خواهد شد، اما دوست دارد از این حس و قدرتش برای کمک به دیگران استفاده کند، و این که نباید حرفی از خودش و خانواده اش به هم کلاسی ها و هم مدرسه ایی هایش بزند، اما در میان آن ها کسانی هم مانند خودش حضور دارند.
او از این فرصت و حمایت های پدر خوانده اش استفاده و بدون اطلاع میریام و جان ، پا در دنیایی متفاوت می گذارد تا زمانی که به سن 18 سالگی و شبی که ماه کامل است برسد و موجود درونش را آزاد کند.
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش