بازدید
0
قسمت
9
ژانر
عاشقانه
قسمت های کتاب
-
09قسمت ۹ : لطفا
-
08قسمت ۸ : مانی
-
07قسمت ۷ : ادامه ی نقطه نظر صوفیا
-
06قسمت ۶: دزدی اشتباهی
-
05قسمت پنجم : ازدواج صوفیا ادامه اش
-
04قسمت چهارم : ازدواج صوفیا
-
03قسمت سوم : چرا صوفیا نمیخواست ازدواج کنه
-
02قسمت دوم : پیشنهاد
-
01قسمت اول : دزدی اشتباهی
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
داستان درمورد یه دختری هست که شب ازدواجش اشتباهی دزدیده میشه ! اونم بجای کسی دزدیده میشه که قراره باهاش ازدواج کنه توسط چه کسی ؟ بله دشمن باباش و نامزدش (همون خلافکار خطرناکی که پدرش و نامزدش ازش کلاهبرداری کردن حالا قراره چه بلایی سر دختر ما بیاد ؟)
وقتی بهوش اومدم خودمو تو تاریکی مطلق دیدم.بی هیچ امیدی برای کمک،حتی نور خورشید هم نمیتونست وارد اینجا بشه.صدای قدمهای سنگین کسی رو که به سمتم میومد شنیدم.
صدا با نزدیک شدن قدمها به من بلند و بلند تر میشد.با دیدنش لرزی تو سوتون فقراتم احساس کردم.
نگاهم به سلاح مرگبار داخل دستش قفل شده بود.چشمانم را از ترس به اطرافم میچرخاندم و
وقتی فاصله میانمان را کم کرد تکان خوردم.
با خم شدنش به سمتم کمرم به دیوار برخورد کرد.
"چقدر مست بودم که جای اون حرومزاده تورو دزدیدم؟"
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش