بازدید
0
قسمت
103
ژانر
سایر
قسمت های کتاب
-
103قسمت 102- قسمت آخر- چرا نمی خواستی بفهمم آزونا مرده ؟!
-
102قسمت 101- عزرائیل ، عزرائیل کجایی ؟ می خوام ازت روح یه دختر رو بهش برگردونی !
-
101قسمت 100- پایانی با افتخار و شجاعت
-
100قسمت 99- اونا هنوز اینجان . فرار کن .
-
99قسمت 98- تریش ، خاکسترش کن .
-
98قسمت 97- چطوره راه رو برای ناظرینمون باز بذاریم ؟
-
97قسمت 97- چطوره راه رو برای ناظرینمون باز بذاریم ؟
-
96قسمت 96- اون دو تا نوچه دنیل رو بکشیم . خیلی سرسخت بودن .
-
95قسمت 95 - دوست قدیمیت اومده سراغت . الان باید مواظب پشت سرت هم باشی .
-
94قسمت 94- من با همین وسوسه ها دنیا رو بارها به آتش کشیدم .
-
93قسمت 93 - می خوام جلوی چشم آنی، بفرستیشون به جهنم .
-
92قسمت 92- باید جلوی این عوضی ها رو بگیریم ، و گر نه کارمون تمومه .
-
91قسمت 91- حمله ی سگ های جهنمی
-
90قسمت 90- من آزادم ، من آزادم ، آزادم ! آزاد !
-
89قسمت 89- وضعیت قفل شده و دردناک
-
88قسمت 88- ما می خوایم یاد بگیریم . ولی اونی رو که می خوایم .
-
87قسمت 87- وقتی چند نفر رو اسیرگرفتین ، اینجا رو ترک می کنیم .
-
86قسمت 86- نمی توانستند حرف بزنند ، یا فریاد بکشن . یک مجسمه به معنای واقعی بودند .
-
85قسمت 85- لعنت به شماها ! زن عفریته !
-
84قسمت 84- همون پیرمردی که عصاشو گم کرده بود ؟! از اون موقع منو می شناختین !
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
در شهر لوس آنجلس(فرشتگان)
فرشته ای به نام دِریون همراه با دستیار ش تریش متوجه اتفاقات عجیب و حضور نیروهای شیطانی و حتی فرشتگان در سطح شهر می شوند. آن ها به دختری به نام آنی که به او اجازه دیدن و ارتباط با خودشان و داشتن نیروهای ماوراطبیعه داده اند ، مشکوک و بعد از جمع آوری مدرک ، او را اسیر و سپس به قتل می رسانند اما مدتی بعد متوجه می شوند که آن مدارک و شواهد مربوط به آنی نیست و کسان دیگری مقصر این اتفاق ها هستند....
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش