بازدید
0
قسمت
1
ژانر
عاشقانه
قسمت های کتاب
-
01پارت یک
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
مقدمه :
میگویند هر انسانی در تنهاییهایش سایهای میسازد، اما اگر آن سایه روزی از ذهن بیرون بخزد و بر خاک این جهان قدم بگذارد چه؟
بلا سالها مردی را در خیال پروراند؛ مردی که نه در خواب، که در بیداریِ ت.بآلود ذهنش متولد شد. او آنقدر کامل بود که واقعیت، در برابرش چیزی جز پوستهای ترکخورده جلوه نمیکرد. هیچ دستی نتوانست او را لمس کند، هیچ نگاهی نتوانست جای چشمان خیالیاش را بگیرد.
اما روزی فرا رسید که مرز خیال و واقعیت شکست. در دل جنگلی خاموش، در میان شاخههای تاریک و سایههای سنگین، بلا با چشمان خودش دید: مردی که فقط باید در ذهنش زنده میبود، حالا از دل تاریکی بیرون آمده و به سویش قدم برمیدارد...
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش