بازدید
1
قسمت
101
ژانر
سایر
قسمت های کتاب
-
101قسمت آخر - تنها نقشه ای که درست در اومد ، جمع کردن فرشته ها تو ی جهنم بود
-
100آن قسمت شهر سر سازگاری با آنهایی که رفته بودند نداشت
-
99دوباره در کنار هم بودن
-
98ایجاد یک منطقه ی امن و بزرگ
-
97رسیدنه روزه رفتن و جدا شدن و خداحافظی
-
96منطقه 12 بهترین و نزدیک ترین نقطه برای ورود به شهرِ
-
95شبیخون
-
94کشتار گاه واقعی
-
93هدف شناسایی شد، نابودش کنین
-
92پرنده ای بودم در دستانشان
-
91تعداد آن ها در مقابل تعداد ما
-
90آدمها یا با ما هستن و یا علیه ما ، میانه ای وجود نداره ،
-
89کسایی که فکر می کردیم هوایی می یان ، بی سر و صدا و زمینی آمدن .
-
88شبه نظامی ها
-
87دفاع موفقه دیوار دفاعی
-
86گرفتنه عکس دسته جمعی
-
85تونل های زیر زمینی
-
84مانند کارگران معدن
-
83دعوت به شورش
-
82انجام یک لطف
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.5
رئیس یک باند برای نجات خودش و گروهش از مرگ با فروختن اطلاعات و گروه های رقیبش به پلیس برای به دام انداختن ماهی های بزرگ ،همه را نجات می دهد و خودش به زندان می رود.
مدتی بعد در یک روز عادی در زندان،هنگام آماده شدن برای صبحانه، درهای سلول ها باز نمی شود و در میان عصبانیت و تعجب زندانی ها ، صدای فریاد و شلیک های پیاپی بلند می شود.
با آمدن دختری برای نجات رئیسش و آزادی زندانیان، آنها با فاجعه و موجوداتی روبرو می شوند که تا به حال ندیده بودند، آن ها به خاطر زندانی و در سلول بودن از کشتار و مرگ نجات پیدا کرده بودند.
و حالا باید برای بقا در بیرون از آنجا آماده می شدند...
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.5
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش