بازدید
0
قسمت
142
ژانر
سایر
قسمت های کتاب
-
142قسمت آخر - بازم بیخ دلم موندی ؟ گفتم از دستت راحت می شم . ولی نشد .
-
141می شه دوباره دوست دخترت بشم ؟!
-
140گاهی دلم برای شاهین می سوخت که گیر کسی مثل رویا افتاده .
-
139چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
-
138پرده ی آخر نمایش
-
137میهمانی شام آخرِ جین
-
136کاری که باید انجام می شد . همین !
-
135از کینه ی زنها باید ترسید . خیلی صبورن و خیلی وقتها به ظاهر ضعیف .
-
134ما یه دختر دروغگو رو از دست یه گروه دیگه از خودمون بیرون کشیدیم .
-
133به من دروغ گفتین ، ایوا طعمه گرفتن یه ماهی بزرگ بود .
-
132به نظر باور نکردنی می یاد ، ولی فکر کنم جین ، رویاست .
-
131شوک و غافلگیری شدید
-
130امیدوارم وقتی گلوله ها پرواز می کنن . شما در مسیرشون نباشین .
-
129حالا هم تو رو دارم ، هم هریسون و هم این خانم خوشگل رو .
-
128تلافی سخت
-
127مذاکره برای خریدن وقت
-
126اون حروم زاده ها رو بکشین . جرالدین باید برگرده .
-
125یه درد سر بزرگ و بی موقع !
-
124اون قدر دوستش داره و بهش وفاداره که حاضره بمیره . ولی لوش نده !
-
123بازجویی و شکنجه
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
یک دختر و پسر ایرانی، مدتی قبل از فرمان دونالد ترامپ برای ممنوعیت ورود ایرانی ها به آمریکا، هر طور شده به آن کشور مهاجرت می کنند، اما برای ماندن و پذیرفته شدن، مجبور به همکاری با یک باند تبهکاری برای گرفتن پاسپورت و ماندن در آن کشور می شوند که این برایشان دردسر و مشکل های زیادی به بار می آورد.
اما آن ها می خواهند هر طور شده، تابعیت آمریکا و آزادی خودشان را بدست بیاورند .....
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش