بازدید
0
قسمت
5
ژانر
ترسناک
قسمت های کتاب
-
05گناه، گناه ما نیست...
-
04گذشته کمک کنندس
-
03هنوز نباختی...
-
02چرا خودت نمیری دنبالش بگردی؟
-
01قایم باشک
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
حواسش بود تو تاریکی پاش به وسایل ریز و درشت نخوره جای همه چیزو حفظ بود :«
یه قدم
دو قدم...»
تو دلش شروع به شمردن کرد به قدم دهم که رسید سر جاش ایستادو دستشو دراز کرد
هیچ چیزی حس نکرد
با مراعات حرکت بعدیشو انتخاب میکرد اما
هیچ چیزی نبود که بتونه لمسش کنه
تازه دلهره عجیبی تو دلش نشسته بود :«
پنی، اد کجایین؟ »
کم کم میفهمید یه چیزی درست نیست
هرچقدر جلو میرفت به هیچ چیزی برخورد نمیکرد
دیگه نمیدونست کجاست. ..
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش