قسمت های کتاب
-
01آغاز
-
02خشم
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
اولین روز بهار بود و غنچه ها درون آتش می سوختند.کودکان فریاد می زدند و زمین های کشاورزی ویران می شدند.و اون زن که درمیان آوار کلبه دفن شده بود و فریاد می کشید.فریادی از سر خشم.خشمی که حتا خاکستر فراموشی هم خاموشش نکرد.اتشی که به زودی قرار بود کل اون طمع های وحشیانه رو خاکستر کنه همانگونه که رویا های کودکانه او خاکستر شده بود.و در آن لحظه بود که همه ترسیدند.
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش