رمان
چرا باید از شرور بودن دست بردارم؟ (Why Should I Stop Being a Villain)
Raos_IOIبازدید
2
قسمت
86
ژانر
معمایی و هیجانانگیز
رمان
چرا باید از شرور بودن دست بردارم؟ (Why Should I Stop Being a Villain)
Raos_IOI
بازدید
2
قسمت
86
ژانر
معمایی و هیجانانگیز
قسمت های کتاب
-
01طوفان
-
02بازگشت به زمان
-
03جزئیات سیستم (1)
-
04جزئیات سیستم (2)
-
05انجام حرکات
-
06فراخوانی پدرش
-
07بازدید از آژانس هارکینز
-
08شام خانوادگی
-
09بیداری(1)
-
10بیداری (2)
-
11بیداری (3)
-
12بیداری(4)
-
13خط خون جدید(1)
-
14خط خونی جدید(2)
-
15صبح فرا میرسد
-
16ورود به حراج
-
17آشوب در خانه حراج
-
18ویلیامز چه کسی است؟
-
19به سمت سیاهچال
-
20سطح بالا
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.7
در میان یک جنگل ویران، بر اثر درگیری جنگی، جسد افتاده بود. او به عنوان "بدترین شرور" شناخته می شد، بدترین مردی که تا به حال بشریت به خود دیده بود. بدنش پر از زخم بود و نیزه ای قلبش را سوراخ کرده بود. با این حال، حتی در آخرین لحظاتش، با چهره سرد همیشگی اش، آرام و خونسرد بود.
تنها چیزی که در ذهن او میگذشت این بود: "مرا ببخش، نتوانستم به قولی که به تو داده بودم عمل کنم."
چشمانش را بست و آماده بود تا خواب ابدی خود را در تاریکی آغاز کند.
ناگهان نور آبی رنگ با متون باستانی رو آن جلوی چشمانش ظاهر شد که روی آن نوشته شده بود: "آیا می خواهی زمان را به عقب برگردانی، فرزندم؟"
خندید و گفت بله.
| سیستم سرنوشت خوار |
[در حال راه اندازی......................24٪]
[مرجع: Deus Time Control (رتبه؟!؟) استفاده شده]
[الهه زمان بهترین ها را برای شما آرزو می کند].
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.7
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش