قسمت های کتاب
-
07فصل هفتم: دیدار
-
06فصل ششم: قرار
-
05فصل پنجم: نامهای از انتهای تاریکی
-
04فصل چهارم: بیداری در طوفان
-
03فصل سوم: عبور از گذشته
-
02فصل دوم: شبهای بیپایان
-
01فصل اول: بازگشت به تبریز
اهدا سنگ
برای اهدا سنگ وارد شوید.
کتابخانه
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
📖 خلاصهی رمان "کافه ماه آبی"
در سال ۲۰۳۰، در یکی از خیابانهای بارانی تبریز، "کافه ماه آبی" همچنان روشن است؛ پناهگاهی برای آنهایی که میان گذشته و آینده سرگرداناند.
علیرضا، مردی که از زندگی و امید فاصله گرفته، هر شب با سیگار و قهوهای تلخ در همان میز همیشگی مینشیند. او به زندگی بدبین است، اما درعینحال در جستجوی چیزی نامرئی، چیزی که او را از روزمرگی نجات دهد.
ورود رویا، زنی مرموز و غرق در افکار فلسفی، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. او نه شبیه دیگران است و نه قابل پیشبینی. دیالوگهای سنگین و نگاههای گنگ میان آنها، قصهای را رقم میزند که سرنوشت هیچکدامشان را ثابت باقی نمیگذارد.
در این میان، مهران، دوست قدیمی علیرضا، شخصیتی مؤمن، خاکی و سختکوش، با زندگیای پر از رنج اما با ایمانی شکستناپذیر، تضادی عمیق با علیرضا دارد. او سعی میکند دوستش را از سرگردانی بیرون بکشد، اما انگار هر تلاشی، سرنوشت را پیچیدهتر میکند.
"کافه ماه آبی" قصهای تلخ، عاشقانه و فلسفی است؛ دربارهی آدمهایی که در تاریکی به هم نزدیک میشوند، اما شاید روشنایی روز برای آنها جایی نداشته باشد.
میانگین 0.0/5
0 نقد
برای ثبت نقد وارد شوید.
هنوز نقدی ثبت نشده است.
سنگها
0
کتابخانه
0
امتیاز
0.0
کتابهای مشابه
آثاری نزدیک به سلیقه و حالوهوای این کتاب
گزارش محتوا
دلیل گزارش